خرید بک لینک
گویند که تا لحظه ی تقبل خسران در زندگی، پنج مرحله طی می شود.انکار ... خشم ... معامله ... افسردگی ... و در نهایت، پذبرفتن . تسلیم ...اولین خسران زندگی خود را همان جا به من نشان داد که در عشق شکست خوردم

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

رخ زیبایت ... معنای وجودم شده ... به عشق تو فرخنده ...دیدن رخت ... آرزویی شده ... شیرین ...لبخنده ت ... خنده ات ... قهقهه ات ... شکنجه گر شده ...کاش نمی دیدمشان ... خاطره ای دردآور شده ... شعر نمی گوی

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

خسته از شروع نوشته هایم با یأس، انتظار لحظه ای شادی را می کشیدم که روزی به آغوشش پناه برم، و نمی آمد که نمی آمد.دوباره برای یک روز و نصفی تنها شدم. خانه ویرانه است. شاعرانه نمی گویم. ویران است !در شعا

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

سال نو شد ...بهار دلکش رسید و دل به جا نبود ...آه ای دلبر بی فکرِ من ... سال مسخره ای بود ... پر از بی خوابی و کلنجار ... به نام درس و کار، به کام عشقی کور ...هنوز نخوابیدم ... منتظر جوابی از او به پی

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

در باب سخن عشق، کمی عمیق و واقع گرایانه تر ، تضادی است نهفته ... شاید بتوان گفت که در ذهن مرد باید باشد شناخت این تضاد ، یا ایمن تر اینکه بگویم در ذهن من هست ...بحثم در مورد خواستن طرف مقابل است ...

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

امروز، روز جشن فارغ التحصیلان دانشگاه بود ...بعد از مدت ها، بهار و نوید را کنار هم دیدم ...سرپناه من ... در این شهر غریب ... پس از رسیدن به این شهر سرد ... برای اولین بار ...بهاز فارغ التحصیل شده بود

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

بگذار اول چای آماده کنم ... یازده شب است و من در دانشگاه ، در حال فرار از زندگی، وانمود به کار و تحصیل می کنم ...با لیوانی پر از چای می نویسم برایت ... خواننده ی محبوب اراجیفم ... توهین به تو نباشد ..

برچسب: نویسنده: نگار اسدیان تاريخ: سه شنبه 11 تير 1398 ساعت: 11:14

صفحه بندی